«پایان مدارا با رقبا»، «ظهور روحانی 96» و «روحانی درخشید» نمونههایی از تیترهای اصلی روزنامههای جریان اصلاحات و حامیان حسن روحانی است که در تشریح رویکرد تند و افراطی روزهای اخیر نامزدهای دولتی انتخابات ریاستجمهوری بر صفحه اول روزنامهها و سایتهای خبری همسو نقش بسته و بعضی نیز این شیوه را «توفان» خواندهاند.
نبش قبر ادعای دروغ و مضحک 20 سال پیش رئیس دولت اصلاحات در انتخابات سال 76 مبنی بر اینکه اصولگرایان اگر پیروز شوند، «پیادهروها را دیوار میکشند»، متهم کردن رقبا به ضدیت با آزادی و ایراد بهتانها و اتهاماتی که بسیاری از آنها اگر مخاطب شخصی داشته باشد، قابلپیگیری و تعقیب است و اتخاذ شیوه تندروانه برای ایجاد هیجان کاذب در فضای انتخابات و بهقولمعروف «زدن به سیم آخر» رئیسجمهور فعلی، درواقع آخرین و احتمالاً تنها تاکتیک تبلیغاتی است که برای حامیان وضع فعلی باقی مانده است.
کارنامه خالی دولت یازدهم و ناکامی در تحقق وعدههایی که چهار سال پیش به مردم داده است، در کنار تحمل فشار سنگین افکار عمومی به خاطر مشکلاتی که این دولت برای مردم ایجاد کرده و نمونه آن در مراسم روز کارگر در حرم امام راحل (رحمتالله علیه) و واکنش خشمگین کارگران محروم معدن زمستان یورت آزادشهر ظهور و بروز یافت، در کنار دورنمای بسیار نامطمئنی که نتایج افکارسنجیهای صورت گرفته از وضعیت رأی منفی حسن روحانی بهعنوان نامحبوبترین نامزد به وجود آورده است، باعث عصبی شدن و استیصال شدید نامزدهای دولتی انتخابات ریاستجمهوری و نزدیکان سیاسی آنها شده است و همینها برای تند شدن و رفتار و گفتار افراطی کافی است.
بهجز آنچه ناشی از فضای سیاسی و عملکرد ضعیف دولت در چهار سال گذشته در قالب این رفتار تندروانه بروز میکند، شکست «دو قطبیسازی جنگ و صلح» بهعنوان مهمترین راهبرد تیم تبلیغاتی دولت و همزمان با آن انتقادات اساسی و منطقی رقبا در مناظرهها و برنامههای تبلیغاتی، تنها شانس باقیمانده برای این تیم آن است که فضا بهنوعی هیجانی و پر سروصدا شود تا هم مجالی برای گریز از پاسخ به پرسشهای مهم و فراوان مردم و رقبای انتخاباتی فراهم شود و هم با عکسالعملها و واکنشهای احتمالی نامزدهای رقیب، زمینه مظلومنمایی و برانگیختن حس ترحم مردم و هواداران و در پی آن کسب رأی بیشتری در انتخابات پدید آید.
اما همچنان که تاکنون شاهد بودهایم، رقبای اصولگرای رئیس دولت یازدهم تا حد زیادی از ورود به میدان بازی شلوغ طراحیشده پرهیز کردهاند. اتفاقاً مناسبترین پاسخ به این گردوخاک سیاسی ناهوشمندانه، همین سیاست «خاموشی گزیدن» است و باید تا حد ممکن ازکنار اتهامات و شعارهای افراطی عبور کرد و در کنار آن روش منتقدانه منطقی را پیش برد، حتی اگر فضا توسط روحانی و اطرافیانش تندتر و شلوغتر شود؛ درست مثل رانندگی در هوای غبارآلود و طوفانی خوزستان و سیستان و بلوچستان که هرچه گردوخاک زیادتر شود، ادامه مسیر، حزم و احتیاط بیشتری میطلبد و چهبسا لازم باشد، ساعتی کنار کشید تا گردوخاک فرونشیند.
بیاعتنایی به رویکرد افراطی روحانی در تبلیغات انتخاباتی که احتمال شدت یافتن آنهم وجود دارد، نباید تنها به نامزدهای انتخاباتی رقیب او خلاصه شود، بلکه فعالان ستادهای انتخاباتی اصولگرا و رسانهها و حامیان آنها در فضای واقعی جامعه و فضای مجازی نیز باید همین سیاست منطقی را پیش گیرند و بهجای واکنش احساسی به تهمتهای ریزودرشت، آرام و منطقی مسیر طی شده را برای ترسیم چهره واقعی جریان اشرافی پرمدعا ادامه دهند و با مستندات فراوان و غیرقابلانکار، با آرامش خطرهای ادامه وضع فعلی برای کشور را برای مردم تبیین کنند و شور و حماسه تبلیغاتی خود را نه در واکنش به دروغها و تهمتها که در تبیین برنامههای عملی خویش متمرکز کنند.
مردم بصیر و هوشمند ایران اسلامی نیز با گذشت نزدیک به چهل سال از تمرین و تجربه مردمسالاری دینی به درجهای از پختگی و رشد عقلانیت سیاسی رسیدهاند که بتوانند راست را از دروغ و شعارزدگی را از عملگرایی تشخیص دهند. بااینهمه پیشنیاز یک انتخاب صحیح، فضایی آرام و منطقی است، ولی اگر طرفهایی بتوانند با تندروی و فتنه فضایی مبهم و آشفته ایجاد کنند، چهبسا که انتخاب راه درست نیز با مشکل روبرو شود.



